گلهای قهوه ای
به حاشیه ی دامن کودکی دیوانه نمی آید
حاشیه ی دامنم را قیچی کن مادر
اصلا من را قیچی کن
تکه
تکه
ت
ک
ه
و به رحم ات بدوز
دیگر بس است
زندگی را درز بگیر
جوری که مشخص نشود.
تو خیاط قابلی هستی مادر
قیچی را بردار
وفرض کن من
حاشیه ی دامن کودکی دیوانه ام
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 22:50 توسط مریم تنگستانی
|
این روزها از هر چه بند بیزارم/ازقیدوبند/ازکمربند/ازبندهای خیاطی که دستهای مادرم را می برند/ازسینه بندم که جای بندش روی شانه ام مانده است/ازدوستهای نیم بند/ازبند/ازقید/ازپند/شانه ای می خواهم /شانه ای /شا../کاشانه ای...